مجموعه آثار ۱۷ شامل برخی از کتب محمدتقی جعفری است که طی سالهای زندگی و بعد از درگذشت ایشان چاپ و به بازار نشر عرضه شده است. امام حسین (ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، نیایش امام حسین (ع) در صحرای عرفات، حادثۀ کربلا در مثنوی، پرسشها و پاسخها، مباحثی هستند که با فصلبندیهای جدید، معطوف به نوشتار و گفتمان کتاب تدوین و تنظیم شده است. خوانندگان گرامى این اثر با نوشتار و گفتارهایى مواجهند که مؤلف طى آن مىکوشد با تکیه بر برهانهاى بدیهى و واضحی اثبات کند که اهل بیت هرگز نباید دستاویز «کوتاه فکرى» قرار گرفته، از جایگاه سازندۀ خود به مرتبۀ پایین کشیده شوند. در حقیقت، پیام کتابهاى روشنگرانۀ مکتبى از این دست، جز این نیست که دوستدارى اهل بیت هرگز نباید به باریکههایى راه ببرد که فایدۀ عقلى و شرعى بر آن مترتّب نیست و ثمرۀ آن تنها در میزان اندک و گذرایى خلاصه مىشود که در خلال آن، حس حُب، ولایتمدارى و دیندارى در قلمروى ظاهرى اشباع شده و آدمى را از غور و تعمق در دریاى معارفِ واقعىِ صادرشده از حاملان وحى بىنیاز مىکند. با نظر به حقایق ارزشمندى که در جاى جاى این کتاب بیان شده، بدون هیچ تردیدى این نگاشته را باید سرآغاز تفکرى محسوب داشت که پس از سپرى شدن چند قرن، درصدد است راهِ «درست دینى» را کشف کرده و راهِ ارجمندِ آن را به جویندگان مشتاق و دینداران دقیقالنظر ارائه دهد. محمدتقى جعفرى با غناى تحلیلى غیر قابل انکارى، درصدد بیان مطالبى است که اصولاً هیچ دینشناس خبیرى که درصدد درک و فهم آموزههاى ولایى شیعه است، از تفکرات مندرج در آن بىنیاز نخواهد بود و تمام کسانى که دوست مىدارند از اهل بیت و جایگاه واقعى آنها در متن دین ـ بدون اینکه در لغزشهاى تحریف فرو افتند ـ به درستى آگاهى یابند، لزوماً باید این نوع تفکرات و انگارهها را مفروض گرفته و از محتواى آنها مطلع و مستبصر باشند. چه، حسین(ع) زرگر حقیقت است و قلهاى که «حماسه»، کوهپایگى حقیقتش را عهدهدار شده است. گفتار جاودانۀ او: «اگر دین هم ندارید، آزادمرد باشید!» پس از گذشت نزدیک به چهارده قرن، باز بر حقیقت خویش اصرار مىورزد و مىرود که در کنار مانایى خود، در بلنداى والاترین تفکرات روزگاران بنشیند، زیرا خطاب امامت به انسانیت، باز جز این نیست: اگر دینمدار نیستید، آزادمدار باشید، شاید انسانیت از افق آزادى طلوع کند. این کتاب دربردارندۀ روایت جدیدى است که امام حسین(ع) و قیام او را از منظرى دیگر مطرح مىکند: «حیات» به جاى «تراژدى»، «حقوق بشر» به جاى «اسطوره»، «انسان» به جاى «تاریخ» و «وجدان» به جاى «حماسه». استاد فقید هر چند توفیق نیافت نگارش خویش دربارۀ امام حیاتباوران، حسینبن على را، تکمیل کند، ولى این توفیق را یافت که دیدگاهى نو را مطرح کرده، میان «عاشورا» و «حقیقت» از یک سو و امام حسین(ع) و انسان از سوى دیگر، رابطهاى بنیادین برقرار کند و انسانشناسان و اهل حکمت و دانایان بشرى را به نظاره فرابخواند و با تکیه بر عظمت بىبدیل حسین(ع)، با صدایى رسا و با قلمش فریادخوان این رمز بزرگ باشد که: برخیزید انسان را پیدا کنیم ...
این کتاب با نگاهی کاملا عمیق و موشکافانه به شخصیت امام حسین علیهالسلام میپردازد و نه تنها شخصیت مذهبی، بلکه سایر وجوه انسانیت رو مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد. هر بار خواندن هر سطر از کتاب، دری جدیدی به روی انسان میگشاید و مثالهای که از اشعار بزرگان زده شده، همگی تورو وادار میکنند که عمیقتر به مسائل نگاه کنی. مطالعهٔ این کتاب رو به دوستانی که به دنبال شناخت روح انسانیت هستند پیشنهاد میکنم.